خرید بک لینک

داستانی زیبا برای شما

مادر اولم که ...

مادر پسر هشت ساله ای فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد.یک روز پدرش از او پرسید:((پسرم به نظرت فرق بین مادر اول و مادر جدید چیست؟))

پسر با معصومیت جواب داد:((مادر اولی ام دروغگو بود اما مادر جدیدم راستگو است.))

پدر با تعجب پرسید:((چطور؟))

پسر گفت:((قبلا من هر چقدر با شیطنت هایم مادرم را اذیت میکردم می گفت اگر اذیتش کنم از غذا خبری نیست اما من به شیطنت هایم ادامه میدادم.

با این حال وقت غذا صدایم میکرد و به من غذا میداد،ولی حالا هر وقت شیطنت میکنم مادر جدیدم میگوید اگر از اذیت کردن دست برندارم به من غذا نمیدهد

والآن دو روز است که من گرسنه ام.))

برچسب: پندانه,پندانه شبکه نسیم,جملات پندانه,وبلاگ پندانه,سخنان پندانه,مطالب پندانه,شعر پندانه,روغن پدرانه, نویسنده: بنیامین پارسامنش تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 13:31

صفحه بندی